تبليغاتX
بی خوابی

بی خوابی

"مصطفی تبریزی"

 

آزاد باشم عاشقم، در بند، عاشق

تلفیقی ام از گریه و لبخند! عاشق

 

یک روز چشمانت مرا در کوچه ای دید

حالا به من در شهر می گویند: عاشق

 

یاد تو را بیرون نخواهم ریخت از دل

هرچند دلتنگم کند، هرچند عاشق

 

در شعر " تو " یعنی همان منظورم از عشق

در شعر "من " یعنی ارادتمند، عاشق

 

با عشق معنای لغت ها هم عوض شد .

پاییز را چندیست می خوانند : عاشق

+نوشته شده در ساعتتوسط مصطفی تبریزی | |